|
عقــــــاب و چکاوک | ||
|
امشب، آخرین شبی یه که پیش مامان و بابا هستم. قراره برا یه مدت نه چندان کوتاه از خونه دور باشم. تو این مدت روزهاو تجربه های جدیدی رو خواهم داشت که ممکنه مجال دلتنگی رو از من بگیره. کار جدید، دوستان جدید و اتفاقاتی که پیش رو دارم همه رنگ و بوی تنوع داره و برا آدمی مث من، پرماجرا می تونه باشه. اما این وسط تنها چیزی که فکرشو نکرده بودم چیزاییه که تو خونه جا میذارمو میرم. گلهای نیلوفر حیاط، سریالهای وطنی و حتی ماشین رو میشه یه کاری کرد اما دو قلب مهربون رو نه! میرمو یه اتاق خالی، یه ساز بی صدا و میز کامپیوتر رو که بهش منگنه شده بودم رو جا میذارم و یه عالمه تندی و کج خلقی رو.. و می فهمم که چقدر به والدینم بدهکارم. امیدوارم با دعای خیر والدینم، مسیری که انتخاب کردم، با موفقیت طی کنم. موضوعات مرتبط: هرچه می خواهد دل تنگت بگو [ پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۱ ] [ ۱۲:۱۳ ق.ظ ] [ تیـــما ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||