|
عقــــــاب و چکاوک | ||
|
امروز فرصت مناسبی بود که آقای شریفی ملقب به "عمو داخلی" به قولی که داده بود وفا کنه ... قبل اینکه ماجرا رو تعریف کنم اجازه بدین یه فلش بک بزنم به سه هفته قبل..
"....یه بار که با دوستم سوار سرویس داخلی بودیم سر صحبت از رانندگی شد و من گفتم که خیلی دوست دارم تجربه رانندگی خودروهای دیزلی رو داشته باشم. از اونجا که تو سرویس جا نبود و ما بیخ گوش راننده وایستاده بودیم، آقای راننده حرفای ما رو شنید و بحث های فنی ما رو تکمیل کرد. در طول مسیر کارکرد دکمه ها رو ازش پرسیدم و ایشون هم با لبخند برامون توضیح میداد. انگار علاقه ما براش خیلی جالب بود تا اینکه گفت یه روز بیا راه انداختنشو یادت بدم!... ما هم که از خدا خواسته...." بله... امروز که سر عمو خلوت بود تصمیم گرفتیم یه سر بریم پیشش. مثل اینکه انتظار این همه سماجت رو نداشت! بعد سلام و احوالپرسی گفتم که عمو اومدیم سرویس برونیم!! اون هم زد زیر خنده و گفت برین سوار شین ببینم چی میگید شما دو تا! این جوریا بود که با سیستم کامپیوتری کنترل خودرو،باز و بسته کردن درب ها، دنده اتوماتیک، فرمان هیدرولیک، تنظیم ارتفاع کمک فنرها، باد تایر، چراغ های داخل و خارج و ... آشنا شدیم.. اما حیییییییف که عمو اجازه نداد خودمون ماشینو برونیم. بالاخره مسئولیت داشت و از این جور حرفا... ما هم که درک و فهممون بالا بود دیگه زیاد اصرار نکردیم و به همین درسای تئوری بسنده کردیم. راستی آقای شریفی از همشهریای منه که قبل ازسالهای جنگ، اومدن به اورمیه. این هم عکساش:
موضوعات مرتبط: زیر آسمان نازلو [ جمعه سیزدهم آبان ۱۳۹۰ ] [ ۱:۳۱ ق.ظ ] [ تیـــما ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||