|
عقــــــاب و چکاوک | ||
|
« فصل اول »
1- اقلام تشکیل دهنده سرمایه در گردش یک شرکت را برشمارید؟
پاسخ: سرمایه در گردش یک شرکت مجموعه مبالغی است که در دارایی های جاری سرمایه گذاری می شود.بنابراین اقلام سرمایه در گردش عبارتند از: صندوق و بانک ، اوراق بهادار قابل فروش ، حسابهای دریافتنی ، موجودی کالا و سایر دارایی های جاری.
2- سرمایه در گردش خالص چگونه محاسبه می شود؟
پاسخ: اگر بدهیهای جاری از داراییهای جاری یک شرکت کسر گردد ، سرمایه در گردش خالص به دست می آید.
3- منابع تامین مالی سرمایه در گردش را نام ببرید؟
پاسخ: صندوق و بانک ، اوراق بهادار قابل فروش ، حسابهای در یافتنی ، موجودی کالا و سایر دارایی های جاری.بسیاری از دارایی های جاری از محل بدهی های جاری (مثل حساب های پرداختنی ، اسناد پرداختنی و وامهای کوتاه مدت) تامین مالی می شوند.در عین حال ، برخی از شرکت ها بخشی از دارایی های جاری خود را از محل وام های بلند مدت یا از محل حقوق صاحبان سهام تامین می کنند.
4- چرخش وجه نقد را چگونه محاسبه می کنند؟توضیح دهید.
پاسخ: طول دوره گردش وجه نقد به شیوه زیر محاسبه می شود: متوسط دوره ای که این پول به صورت موجودی کالاست ، به اضافه متوسط زمان وصول مطالبات ، منهای مهلت پرداخت حساب های پرداختنی.برای محاسبه متوسط دوره ای که پول به صورت موجودی کالاست ، عدد 360 را بر نسبت گردش موجودی کالا تقسیم می کنیم.چرخش وجه نقد نشاندهنده دوره یا مدت زمانی است که وجوه نقد به مصرف فرایند عملیاتی شرکت برای تولید یک قلم محصول می رسد. کوتاه کردن این دوره به مفهوم این است که برای حجم معینی از تولید ، مقدار کمتری وجه نقد به مصرف می رسد.می توان با کوتاه کردن متوسط دوره ای که پول به صورت موجودی کالاست یا با کوتاه کردن متوسط دوره وصول مطالبات یا از طریق طولانی تر کردن مهلت پرداخت حسابهای پرداختنی ، چرخش وجه نقد را کوتاه تر کرد.
5- رابطه بین فروش ،داراییهای جاری و بدهیهای جاری خودجوش را مشخص کنید و آنرا توضیح دهید؟
پاسخ: فروش واقعی و پیش بینی شده شرکت بر مقدار سرمایه در گردشی که شرکت به مصرف می رساند اثر بسیار شدیدی دارد.فروش شرکت بر حجم دارایی های جاری و بدهی های جاری اثر مستقیم دارد و باعث می شود که این اقلام خود به خود افزایش یابند.برای مثال ، خرید ها به صورت موجودی کالا و حسابهای پرداختنی در می آیند ،فروش باعث ایجاد وجه نقد و حسابهای دریافتنی می گردد و تقاضاهای فصلی یا غیر منتظره ، گهگاه باعث می شوند که شرکت از وامهای کوتاه مدت استفاده کند.
6- مدیریت سرمایه در گردش چگونه می تواند ثروت سهامداران را افزایش دهد؟
پاسخ: تصمیمات استراتژیک شرکت ها بر سرمایه در گردش ، در فرایند سودآوری شرکت (در بلند مدت) نقشی اصلی و تعیین کننده ایفا می کند و در مدیریت سرمایه در گردش دو کاربرد بسیار مهم دارند.اول کالاها یا خدماتی که با پیش بینی فروش یا تولید ارئه می گردد به مدیران سرمایه در گردش این امکان را می دهد که سطوح دارایی های جاری و بدهی های جاری را تخمین بزنند.دوم ، مدیران شرکت در صدد بر می آیند تا بر ثروت سهامداران شرکت (از مجرای افزایش قیمت سهام عادی) بیفزایند.این کار اصولاً از طریق افزایش قدرت نقدینگی شرکت (و حفظ این قدرت) انجام می شود.
7- نکات مهم در مدیریت سرمایه در گردش را (به عنوان یک گرایش یا یک رشته تخصصی در زمینه مدیریت مالی) بر شمارید؟
پاسخ: دلایل اهمیت مدیریت سرمایه در گردش به شرح زیر است: 1) سطوح واقعی و مطلوب دارایی های جاری ، دستخوش تغییرات دائمی است.این وضع باعث می شود که درباره سطح مطلوب یا مورد انتظار از دارایی های جاری ، به صورت مستمر تصمیماتی گرفته شود . 2) شاید با توجه به تغییراتی که در میزان دارایی های جاری رخ داده است ، مدیران مجبور شوند در تصمیماتی که قبلاً برای تامین مالی گرفته اند تجدید نظر کنند. 3) میزان منابع و مصارف وجوهی که به سرمایه در گردش تخصیص داده می شود باید مشخص شود. 4) اگر مدیریت سرمایه در گردش صحیح نباشد ، احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه بسا شرکت در پرداخت به موقع دیون و تعهدات خود نا توان بماند.
8- چرا استراتژیهای محافظه کارانه (در خصوص مدیریت سرمایه در گردش) به عنوان استراتژیهایی دارای ریسک و بازده اندک تلقی می شوند؟
پاسخ: استراتژی محافظه کارانه در مدیریت سرمایه در گردش باعث خواهد شد که قدرت نقدینگی بیش از حد بالا برود. در اجرای سیاست محافظه کارانه سعی می شود که ریسک ناشی از نا توانی بازپرداخت بدهی های سررسید شده به پایین ترین حد برسد.مدیر ، در این نوع استراتژی ، می کوشد تا مقدار زیادی دارایی جاری (که نرخ بازده شان پایین است) نگه دارد ، از این رو ، شرکت هایی که چنین استراتژی داشته باشند به اصطلاح دارای ریسک نقدینگی و بازده اندک خواهند بود.
9- چرا استراتژیهای جسورانه (در خصوص مدیریت سرمایه در گردش) از انواع استراتژیهایی به حساب می آیند که دارای ریسک و بازده نسبتاً زیاد هستند؟
پاسخ: مدیریت سرمایه در گردش با استراتژی جسورانه می کوشد تا با کمترین میزان دارایی جاری ، از بدهی های جاری بیشترین استفاده را ببرد و شرکت را به این گونه اداره کند.در اجرای این استراتژی ، ریسک نقدینگی بسیار بالا خواهد رفت و شرکتی که این نوع استراتژی را به اجرا در آورد، بارها در وضعیتی قرار می گیرد که نمی تواند بدهی های سررسید شده را بپردازد. از سوی دیگر ، چون حجم دارایی های جاری به پایین ترین حد می رسد ، نرخ بازده سرمایه گذاری بسیار بالا می رود (البته اگر شرکت ورشکست نشود).شرکتهایی که استراتژی جسورانه در پیش می گیرند ریسک بالایی را می پذیرند و نرخ بازدهی شان بالاست .
10- استراتژی محافظه کارانه در مورد مدیریت داراییهای جاری را توضیح دهید و علت اینکه چرا این استراتژیها دارای ریسک و بازده کم هستند را بیان کنید؟
پاسخ: استراتژی محافظه کارانه آن است که شرکت با نگه داری پول نقد و اوراق بهادار قابل فروش می کوشد قدرت نقدینگی خود را حفظ کند.ریسک این استراتژی بسیار اندک است؛زیرا داشتن قدرت نقدینگی نسبتاً زیاد به شرکت این امکان را می دهد که موجودی کالا را به مقدار کافی تهیه و اقدام به فروش نسیه کند .از این رو ، برای این شرکتها ریسک از دست دادن مشتری بسیار اندک است ، از طرف دیگر ، نقدینگی نسبتاً زیاد به آنها این امکان را می دهد که بدهی های سررسید شده را به موقع بپردازند و با خطر ورشکستگی مواجه نشوند.معمولاً مدیران مالی وصول مطالبات را به عنوان یکی از منابع تهیه پول برای پرداخت بدهی های خود به حساب می آورند و توقع دارند که با وصول آنها بتوانند بدهی های جاری خود را بپردازند.اگر در مواردی وصول مطالبات کمتر از مبلغ مورد انتظار شود یا شرکت نتواند برخی از اقلام بدهی را که سررسید شده اند تمدید کند ، آنگاه قدرت نقدینگی شرکت این توان را به وی می دهد که از عهده پرداخت این نوع بدهی ها بر آید.مدیر مالی با استراتژی محافظه کار بازدهی اندکی خواهد داشت؛زیرا پول نقد و اوراق بهادار قابل فروش ، یا اصلاً بازدهی ندارند یا بازدهی بسیار ناچیزی خواهند داشت.
11- استراتژی جسورانه در مورد مدیریت داراییهای جاری را شرح دهیدو علت اینکه چرا این استراتژی دارای ریسک و بازده نسبتاً بالایی است را بیان کنید؟
پاسخ: مدیری که از استراتژی جسورانه استفاده می کند ، همواره می کوشد تا وجوه نقد و اوراق بهادار قابل فروش را به حداقل ممکن برساند.اگر مدیر جسورانه عمل کند ،درصدد برمی آید تا وجوهی را که در موجودی کالا سرمایه گذاری می شود به حداقل برسد. شرکتی که شهامت این را دارد تا وجوه نقد و اوراق بهادار را به حداقل برساند باید ریسک عدم پرداخت به موقع بدهی های سررسید شده را بپذیرد.چنین شرکتی شاید نتواند پاسخگوی سفارشات مشتریان باشد و از این لحاظ هم متحمل ضرر خواهد شد (چون نمی تواند فروش کند).شرکت برای جبران چنین ضررهایی ، در اجرای سیاست جسورانه خود در صدد بر می آید تا برای تهیه دارایی های ثابت ، منابع مالی را مورد استفاده قرار دهد . این استراتژی بدین معناست که نرخ بازدهی دارایی های ثابت از نرخ بازدهی وجوه نقد و اوراق بهادار قابل فروش به مراتب بیشتر است.
12- علت اینکه چرا استراتژی محافظه کارانه در خصوص بدهیهای جاری دارای ریسک و بازده اندک است را بیان کنید؟
پاسخ: مدیر محافظه کار می کوشد تا در ساختار سرمایه شرکت ، میزان وامهای کوتاه مدت را به حداقل ممکن برساند.او برای تهیه دارایی های جاری ، می کوشد تا از وامهای بلندمدت که بهره شناور دارند استفاده کند. اما مدیری که بیش از حد محافظه کار است ، می کوشد به جای گرفتن این گونه وامها از منبع مالی دیگری (سرمایه صاحبان سهام )استفاده کند .شرکتی که وامهای کوتاه مدت را به حداقل ممکن می رساند احتمال ریسک ورشکستگی را به شدت کاهش خواهد داد.اگر شرکتی به جای وامهای کوتاه مدت از وامهای بلند مدت و حقوق صاحبان سهام استفاده کند باعث می شود که هزینه سرمایه اش بیشتر شود و نرخ بازده سهامداران شرکت کاهش یابد.
13- استراتژی جسورانه (متهورانه) در مورد بدهی جاری دارای ریسک و بازده نسبتاً بالایی است ،چرا؟ پاسخ: اگر مدیری سیاست جسورانه اتخاذ کند ، می کوشد تا سطح وامهای کوتاه مدت را به حداکثر برساند و دارایی های جاری خود را از محل این وامها تامین کند.اجرای این سیاست مستلزم این نیست که شرکت اصلاً از وام بلندمدت استفاده نکند؛زیرا دارایی های ثابت شرکت را می تواند، از محل وامهای بلند مدت تامین مالی کند.اگر وامهای کوتاه مدت یک شرکت به حداکثر ممکن برسد ، خطر و احتمال اینکه شرکت نتواند به موقع آنها را باز پرداخت کند افزایش خواهد یافت.وقتی بازار با کمبود پول و اعتبار مواجه است ، گرفتن وامهای کوتاه مدت به آسانی میسر نمی شود و هزینه آنها بالا خواهد رفت.سازمانها و کسانی که وام می دهند شرکت متقاضی وام را مخاطره آمیز می پندارند و تقاضای آن را نمی پذیرند یا اینکه درخواست بهره های نسبتاً بیشتری می کنند.
14- بین سرمایه در گردش خالص و نسبت جاری یک شرکت چه رابطه ای برقرار است؟
پاسخ: مقدار نسبت جاری یک شرکت با سرمایه در گردش رابطه مستقیم دارد.مخصوصاً: 1. اگر دارایی های جاری از بدهی های جاری بیشتر شود ، سرمایه در گردش خالص مثبت خواهد شد و نسبت جاری بزرگتر از یک می شود. 2. اگر دارایی های جاری با بدهی های جاری مساوی شود سرمایه در گردش خالص صفر ، و نسبت جاری برابر با یک خواهد شد. 3. اگر دارایی های جاری از بدهی های جاری کمتر شود ، سرمایه در گردش خالص منفی ، و نسبت جاری از عدد یک کمتر می شود.
15- نسبت داراییهای جاری به کل داراییها نشاندهنده چه جنبه ای از مدیریت سرمایه در گردش است؟ پاسخ: نسبت داراییهای جاری به کل داراییها ابزای است که می توان با استفاده از آن ، حدود یا میزانی را تعیین کرد که شرکت وجوه خود را در اقلام دارایی های جاری (ونه دارایی های ثابت) سرمایه گذاری کرده است.بنابراین اگر نسبت داراییهای جاری به کل داراییها بزرگ باشد ، مدیر سیاست محافظه کارانه را در پیش گرفته است.
16- با LR1 و LR2 چه چیزهایی را اندازه گیری می کنند (البته از دیدگاه مدیریت سرمایه در گردش)؟
پاسخ: LR1 معیاری است برای محاسبه قدرت نقدینگی داراییهای جاری.مقدار این نسبت هر قدر بیشتر باشد ، موید این است که وجوه نقد و اوراق بهادار قابل فروش ، «منابع» اصلی وجوهند. LR2 توانایی شرکت را در بازپرداخت بدهی های جاری اندازه گیری می کند.مقدار این نسبت هرقدر بزرگتر باشد به این معنی است که می توان برای بازپرداخت بدهی های جاری از وجوه نقد یا اوراق بهادار قابل فروش استفاده کرد.
17- چگونه می توان سیاستهای محافظه کارانه و جسورانه را (از نظر مدیریت سرمایه در گردش) در هم ادغام کرد و به نوعی سیاست معتدل ،از نظر ریسک و بازده رسید؟
پاسخ: سیاستی که یک مدیر مالی در مورد اداره امور سرمایه در گردش شرکت در پیش می گیرد ، ممکن است با توجه به داراییهای جاری و بدهیهای جاری باشد.مثلاً امکان دارد که مدیری ، هم در مورد بدهیهای جاری و هم در مورد داراییهای جاری محافظه کارانه عمل کند و شرکت دیگری، در مورد هردو ، سیاست جسورانه در پیش بگیرد ، ولی اکثر شرکت ها سیاستهایی را اتخاذ می کنند که از نظر ریسک و بازده در وضعی نسبتاً متعادل قرار گیرند.سیاست متعادل (برای مدیریت سرمایه در گردش) دارای خصوصیات زیر است: 1. حجم دارایی های جاری و بدهی های جاری در حّد متعارف است. 2. اقدامات جسورانه در زمینه دارایی جاری در سایه سیاستهای محافظه کارانه در زمینه بدهی جاری ، خنثی می شود . برعکس ، اگر شرکتی در مورد بدهی های جاری یک استراتژی جسورانه اتخاذ کند و در مورد دارایی های جاری نوعی استراتژی محافظه کارانه در پیش گیرد ، سیاست کلی شرکت متعادل ، و بین ریسک و بازده نوعی توازن برقرار می گردد.
18- داده هایی که در جدول 2-1 وجود دارند و در نمودار 4-1 ترسیم شده اند موید این واقعیت هستند که سیاستهای متخذه در مورد سرمایه در گردش شرکت جسورانه شده است . چگونه می توان به این نتیجه رسید؟توضیح دهید به چه دلایلی به این سیاست گرایش پیدا می کنند.
پاسخ: داده هایی که این نسبتها بر اساس آنها محاسبه شده است موید اینند که دارایی ها و بدهی های جاری شرکتهای صنعتی در طی آن دوره به تدریج افزایش یافته اند ، ولی افزایش بدهی های جاری ، از دارایی های جاری سریعتر بوده است ، اگرچه آنها از نظر حجم و مبلغ از دارایی های جاری کمتر بو دند.به علاوه ، مقدار پول نقد و اوراق بهادار قابل فروش که در دست این شرکتها بوده با نرخ نسبتاً کمی افزایش یافته است.بنابراین ، اصولاً روند نزولی این سه نسبت که در نمودار 4-1 ترسیم شده برای این است که بدهی های جاری (نسبت به داراییهای جاری و داراییهای نقد) از نرخ بالای افزایش برخوردار بوده است . بعلاوه ، از آنجا که LR2 بر اساس بدهیهای جاری محاسبه می شود ، می توان کاهش آن (در مقایسه با LR1) را به این صورت توجیه کرد که بدهیهای جاری در مقایسه با داراییهای جاری افزایش بیشتری یافته است. می توان چنین نتیجه گرفت که مدیریت سرمایه در گردش در طول آن دوره به تدریج جسورانه شده است . اینکه چرا شرکتها چنین سیاستی را در پیش گرفته اند ممکن است دو علت داشته باشد: اول اینکه فروش اعتباری به صورت یک وسیله رقابت درآمده است ، زیرا بدان وسیله شرکتها کوشیده اند تا فروش خود را افزایش دهند و درصد بیشتری از فروش ، از طریق فروش نسیه به مشتریان صورت گیرد.دوم اینکه از زمانی که مدیران ، کامپیوتر را به خدمت گرفتند و توانستند با استفاده از ابزارهای کمّی ، پیش بینی های فروش و جریانات نقدی خود را بهبود بخشند ، نیاز به نگهداری دارایی های جاری کمتر شده است.
19- فرض کنید شرکتی یک استراتژی فوق العاده جسورانه (در مورد مدیریت سرمایه در گردش) اجرا می کرده است ، ولی در حال حاضر ، در صدد برآمده نوعی سیاست معتدل در این خصوص در پیش بگیرد.دو روش وجود دارد تا این شرکت بتواند بدان وسیله به ریسک و بازده مطلوب برسد.آن دو روش کدامند؟
پاسخ: این دو روش عبارتند از : 1. این شرکت در مورد بدهیهای جاری یک استراتژی جسورانه اتخاذ کند و در مورد دارایی های جاری نوعی استراتژی محافظه کارانه در پیش بگیرد ، تا سیاست کلی شرکت متعادل و بین ریسک و بازده نوعی توازن برقرار گردد. 2. روش دوم عکس حالت قبل است. یعنی این شرکت در مورد دارایی های جاری یک استراتژی جسورانه و در مورد بدهیهای جاری نوعی استراتژی محافظه کارانه در پیش بگیرد ، تا سیاست کلی شرکت متعادل و بین ریسک و بازده نوعی توازن برقرار گردد. 20- فرض کنید که سیاست یک شرکت ، در مورد مدیریت سرمایه در گردش ،محافظه کارانه است.این شرکت در صدد بر آمده است تا نوعی سیاست معتدل انتخاب کند.با استفاده از داده های جدولهای 3-1 و 6-1 بگویید که این شرکت چگونه می تواند با اعمال سیاست جدید در مورد هر یک از اقلام تشکیل دهنده سرمایه در گردش (و احیاناً تغییر این اقلام ) ، به هدف مورد نظر برسد؟
پاسخ: از آنجایی که سیاست این شرکت محافظه کارانه است بنابراین هم در داراییهای جاری و هم در بدهیهای جاری سیاست محافظه کارانه دارد. حال برای اینکه به نوعی سیاست معتدل برسد ، باید یا در داراییهای جاری و یا در بدهیهای جاری سیاست جسورانه اتخاذ کند.مثلاً اگر بخواهد در بدهیهای جاری این سیاست را اتخاذ کند ، باید سطح وامهای کوتاه مدت را به حداکثر برساند و داراییهای جاری خود را از محل این وامها تامین کند وداراییهای ثابت را از محل وامهای بلند مدت تامین کند .دراین حالت چون این شرکت در داراییهای خود سیاست محافظه کارانه دارد ، یعنی نقدینگی خود شامل پول نقد و اوراق بهادار قابل فروش را حفظ می کنددر نتیجه توانایی پرداخت سررسید وامهای کوتاه مدت را خواهد داشت و احتمال ورشکستگی اش کاهش می یابد و به نوعی سیاست معتدل می رسد.
***
« فصل دوم »
1- دو هدف عمده ای که در استراتژی مدیریت وجوه نقد گنجانده شده است برشمارید؟
پاسخ: شرکتها استراتژی های مدیریت وجوه نقد خود را بر محور دو هدف تعیین می کنند: 1. تهیه و تامین وجه نقد برای انجام دادن پرداختهای شرکت . 2. به حداقل رساندن وجوهی که در شرکت به صورت راکد باقی می ماند.
2- مانده حساب وجه نقد و بانک شرکت باید در حدی باشد که بتواند سه نیاز عمده را تامین کند.آن نیازها را توضیح دهید؟
پاسخ: معمولاً شرکتها به سه دلیل وجوه نقد خود را حفظ می کنند: 1) نگهداری وجه نقد برای انجام معاملات 2) نگهداری وجه نقد احتیاطی 3) نگهداری وجه نقد به شکل مانده های جبرانی نزد بانکها
3- حساب صندوق باید دارای حداقل مانده مطلوب باشد، مقصود از این «حداقل مانده حساب صندوق» چیست؟
پاسخ: شرکت برای تامین سه نیاز اصلی خود باید در هر مقطع زمانی مبلغ معینی وجه نقد در حساب صندوق داشته باشد.در اصطلاح این مقدار وجه نقد را «حداقل مانده حساب صندوق» می نامند.
4- علت به وجود آمدن مغایرت در حسابهای بانکی را بیان کنید و نحوه محاسبه چکهای در راه را توضیح دهید.
پاسخ: شرکتها چک را وسیله ای برای دریافت و پرداخت وجه به کار می برند. فرض کنید شرکتی برای کالایی که خریداری کرده است چک می کشد و برای شرکت فروشنده ارسال می کند.فروشنده آن را به بانک خودش می دهد و از آن بانک به اتاق پایاپای می رود تا مبلغ مذکور از حساب وی برداشت شود.وقتی که خریدار و فروشنده در دو شهر دور از هم مستقر باشند ، این مراحل چندین روز کاری طول خواهد کشید.در طی این زمان ، مانده حساب بانک شرکت خریدار بیش از مبلغی است که صاحب حساب در دفاتر خود ثبت کرده است .زمانی عکس این قضیه رخ خواهد دادکه یک چک به شرکت برسد و در دفاتر آن ثبت گردد ، ولی هنوز چک به بانک نرفته باشد تا وصول گردد وبه مانده حساب بانک شرکت اضافه شود.در چنین موقعیتی ، مانده وجه نقد طبق دفاتر شرکت دریافت کننده چک ، بیشتر از مانده وجه نقد طبق دفاتر بانک خواهد بود. به طور کلی ، مسئولان صندوق می کوشند به گونه ای عمل کنند تا چکهایی که شرکت صادر کرده است دیرتر از حساب بانک برداشت شود و از طرفی سعی می کنند تا چکهای دریافتی را هرچه سریعتر از حساب بانک طرف حساب برداشت کنند.
5- تفاوت بین چکهایی که شرکت صادر کرده ولی هنوز از حساب برداشت نشده و چکهایی که به شرکت رسیده است ولی هنوز به حساب شرکت منظور نشده است چیست؟
پاسخ: تفاوت این چکها در مانده حساب دفاتر شرکت می باشد .در مورد چکهای صارد شده از شرکت ، وقتی این چکها به تاریخ سررسید می رسند شرکت مبلغ این چکها را از حساب دفاتر خود کسر می کند ، در حالی که شاید این چکها تا چند روز وصول نشود و مبلغ آن در حساب صندوق شرکت به صورت راکد باقی بماند. در مورد چکهای دریافتی نیز وقتی به تاریخ سررسید می رسند شرکت مبلغ آن را در دفاتر خود وارد می کند در حالی که شاید چند روزی طول بکشد تا این پول وارد حساب صندوق شرکت بشود.
6- مزایای ایجاد صندوق پستی را برای تسریع در جریان نقدی ورودی به شرکت برشمارید.
پاسخ: بانک های تجاری اقدام به دایر کردن صندوق های پستی می کنند که برای شرکت هایی که مشتریانشان در شهرهای دور دست مستقر هستند بسیار ارزشمند است.شرکت فروشنده از مشتری می خواهد که بهای کالای خریداری شده را مرتباً به یک صندوق پستی بفرستد.یک بانک مامور می شود که روزی چند بار به آن صندوق سر زده و آن را تخلیه کند و وجوه را به حساب جاری شرکت فروشنده منظور کند و در پایان روز ،شرکت مذبور را از مقدار پولی که به حسابش ریخته شده است مطلع کند.بنابراین ، این شرکت می تواند بر اساس نوعی برنامه ریزی ، از محل این وجوه چک بکشد یا این که آن وجوه را به صورت تلگرافی به بانک اصلی بفرستد.
7- افتتاح و کاربرد حسابی که همواره دارای مانده صفر است را تشریح کنید .این حساب چگونه می تواند از سرعت جریانات نقدی خروجی بکاهد؟
پاسخ: زمانی که شرکت دارای دوایر و بخشهای متعدد عملیاتی باشد ، باید برای پرداخت حقوق کارکنان و سایر هزینه های آن بخش ، از سیستمی استفاده کند که مانده حساب بانکی اش صفر گردد.دوایر و بخشهای مختلف بابت حقوق کارکنان یا خرید جنس اقدام به صدور چک از حساب بانکی می کنند که به حساب مانده صفر معروف است . شرکت همچنین یک حساب اصلی باز می کند که تمام چکهای دریافتی از کلیه واحدها به آن حساب منظور می شود.سپس شرکت هر روز معادل مبالغ هزینه شده از حساب اصلی برداشت کرده ، به حسابی که مخصوص مخارج افتتاح شده است واریز می کند . این کار باعث می شود که مانده حساب مخارج در پایان هرروز صفر گردد و کلیه دریافتیهای شرکت در حساب اصل متمرکز شود.نتیجه کار این می شود که در حساب مخصوص مخارج ، وجوه راکد و بلا استفاده باقی نمی ماند و شرکت می تواند در پایان هرروز از مقدار موجودی نقد خود آگاه گردد.نقل و انتقال بین این حسابها زمانی به بهترین نحو انجام می گیرد که این حسابها در یک بانک نگهداری شوند.
8- حسابهایی که دارای مانده صفر هستند چه وجوه مشترکی با سیستمهای مبتنی بر کنترل مخارج دارند؟وجوه اختلاف آنها را برشمارید.
پاسخ: وجه مشترک حسابهای دارای مانده صفر با حسابهای کنترل مخارج در مانده آنهاست .هرروزه در پایان روز اداری ، مانده هردوی این حسابها صفر می شود وپولی به صورت راکد در آنها باقی نمی ماند.وجه اختلاف آنها نیز به این جهت است که حساب اصلی و حساب دارای مانده صفر در یک بانک افتتاح می شود ولی حساب اصلی و حساب کنترل مخارج در دو بانک مختلف افتتاح می گردد و مبلغ بدهی به صورت تلگرافی به حساب کنترل مخارج وارد می گردد .در ثانی در حساب کنترل مخارج شرکت موظف است حداقل مانده ای را به صورت مانده جبرانی در حساب بانکی خود برای جبران خدمات بانک و کارمزد بانک نگهداری کند.
9- چرا شرکت ها اقدام به نگهداری وجوه نقد مازاد می کنند؟
پاسخ: شرکتها به دلایل متعدد اقدام به نگهداری وجوه نقد می کنند .این دلایل عبارتند از: 1) پرداخت مالیاتها و سود سهام در زمان مقرر 2) نگهداری جریانات نقدی حاصل از فروش فصلی تا پایان فصل بعد که موسم تولید خواهد بود. 3) اگر در پیش بینی وجوه نقد مورد نیاز شرکت ، اشتباهی رخ دهد باعث خواهد شد که مقداری پول نقد در حساب صندوق راکد باقی بماند. 4) افزایش سرمایه یا گرفتن وام باعث ایجاد مازاد وجه نقد در شرکت می گردد. 5) وجه در یافتی حاصل از فروش اوراق قرضه که شاید چندین ماه طول بکشد تا برنامه ای برای نحوه هزینه کردن این وجوه تهیه شود. 6) برای خرید اقلامی از دارایی های ثابت به صورت اقساطی باید مبلغی را بابت پیش قسط در حسابها نگه داشت.
10- شش ویزگی مهم اوراق بهادار کوتاه مدت را نام ببرید؟
پاسخ: این خصوصیات عبارتند از: 1) حداقل مبلغ خرید 2) تاریخ سرسید نهایی 3) نرخ بازده 4) ریسک عدم پرداخت 5) ریسک نرخ بهره 6) ریسک بازار
11- ریسک مربوط به عدم پرداخت اصل سرمایه ، ریسک نوسان نرخ بهره و ریسک بازار را توضیح دهید؟
پاسخ: 1. ریسک عدم پرداخت: ریسک عدم پرداخت یعنی احتمال اینکه شرکتی که این اوراق را منتشر کرده است در تاریخ سررسید نتواند آنها را بازپرداخت کند و اصل و فرع سرمایه را بپردازد.شرکتهایی که اوراق بهادار را خریداری می کنند و به اصطلاح در آنها سرمایه گذاری می کنند باید از چنین ریسکی مطلع باشند؛ زیرا از دست ندادن اصل سرمایه بسی مهمتر از نرخ بازده است. 2.ریسک نرخ بهره: اگر کسی اوراق بهادار خود را قبل از سررسید با ضرر بفروشد (البته به دلیل بالا رفتن نرخ بهره در بازار) ، با ریسک نرخ بهره مواجه است.تنها زمانی این نوع ضرر به وجود می آید که صاحب اوراق بهادار بخواهد آنها را قبل از سررسید بفروشد . به طور کلی ، ریسک نرخ بهره اوراق بهادار ی که دارای سررسید طولانی تری هستند بیشتر است.ریسک نرخ اوراق بهاداری که شش سال دیگر به تاریخ سررسید آنها مانده بیشتر از اوراق قرضه 90 روزه است .می توان با خرید اوراق بهادار کوتاه مدت تر ، مقدار این ریسک را به حداقل ممکن رسانید. 3.ریسک بازار: ریسک بازار یعنی احتمال اینکه شرکت اوراق بهاداری که قبلاً خریداری کرده است، نتواند در یک بازار فعال به فروش برساند.بازار فعال آن است که بتوان در آن اوراق بهادار را به سرعت معامله کرد ، بدون اینکه قیمت آن نوسانات زیادی داشته باشد.
12- چرا گاهی اوراق خزانه را اوراق بهادار عاری از ریسک می نامند؟
پاسخ: از آنجا که ریسک عدم پرداخت اوراق خزانه صفر است ، ریسک نرخ بهره و ریسک بازار آن نیز بسیار اندک است؛ لذا معمولاً آنها را اوراق بهادار عاری از ریسک می نامند. 13- شرکتی در صدد برآمده است تا مقداری «گواهی سپرده قابل انتقال» خریداری کند.این شرکت مقداری وجه نقد مازاد بر نیازهای عملیاتی خود دارد که تا 90 روز دیگر بلا استفاده در شرکت خواهد ماند.گواهیهای سپرده قابل انتقالی که در بازار وجود دارد 30 روزه ،60 روزه و 90 روزه است.شرکت برای اینکه ریسک مربوط به نرخ بهره را به حداقل ممکن برساند ، باید کدام دسته از این اوراق را خریداری کند؟
پاسخ: در مورد گواهیهای سپرده قابل انتقال ، این مطلب شایان ذکر است که اگر این گواهیها مدت دار باشند دارای ریسک نرخ بهره هستند.بنابراین بازدهی آنها نیز بیشتر از اوراق خزانه و گواهیهای سپرده کوتاه مدت است .پس این شرکت برای به حداقل رساندن نرخ بهره بهتر است سپرده قابل انتقال 30 روزه را انتخاب کند.
14- ویژگیهای صندوقهای مشترک سرمایه گذاری را برشمارید؟
پاسخ: صندوقهای مشترک سرمایه گذاری نوعی شرکت سرمایه گذاری هستند که تنها در انواع خاصی از اوراق بهادار که دارای سررسید کمتر از یک سال و ریسک کم هستند سرمایه گذاری می کنند.معمولاً مجموعه اوراق بهاداری که تحت اینگونه صندوق هاست دارای سررسید کمتر از 50 روز هستند.از آنجا که سرما یه گذاری در این صندوقها از طریق خریداری سهام عادی آن صورت می گیرد، سرمایه گذاران بازده خود را از طریق دریافت سود سهام به دست می آورند (و نه از طریق بهره).
15- در این فصل ، در مورد صندوقهای مشترک و سایر انواع اوراق بهاداری که در بازارهای پولی رایج هستند بحث کردیم.تفاوت عمده بین آنها را برشمارید. پاسخ: تفاوت عمده آنها در نرخ بازده و سازمان منتشر کننده آن است. 1.اوراق خزانه را دولت منتشر می کند ، ریسک عدم پرداخت آن صفر است و دارای کمترین نرخ بازده هستند. 2.گواهیهای سپرده قابل انتقال را بانکهای بازرگانی صادر می کنند ، دارای نرخ بهره هستند ، اگر کوتاه مدت باشند چون ریسک عدم پرداخت آنها اندک است بازدهی کمی دارند ولی اگر مدت دار باشـند چون دارا ی ریسک نرخ بهره هستند، بازدهی بیشتری دارند. 3.اوراق تجاری را شرکتها منتشر می کنند ، این اوراق نیز مانند گواهیهای سپرده قابل انتقال به صورت کوتاه مدت و مدت دار هستند و دارای نرخ بهره هستند و شرایط بهره آنها مثل گواهیهای سپرده قابل انتقال است. 4. صندوقهای مشترک سرمایه گذاری نوعی شرکت سرمایه گذاری هستند که تنها در انواع خاصی از اوراق بهادار که دارای سررسید کمتر از یک سال و ریسک کم هستند سرمایه گذاری می کنند.معمولاً مجموعه اوراق بهاداری که تحت اینگونه صندوق هاست دارای سررسید کمتر از 50 روز هستند.از آنجا که سرما یه گذاری در این صندوقها از طریق خریداری سهام عادی آن صورت می گیرد، سرمایه گذاران بازده خود را از طریق دریافت سود سهام به دست می آورند (و نه از طریق بهره).
16- اگر مدیر مالی شرکت محافظه کار باشد ،در کدام یک از چهار نوع اوراق بهاداری که در این فصل مورد بحث قرار گرفت سرمایه گذاری خواهد کرد؟چرا؟
پاسخ: شرکتهایی که دارای ریسک محافظه کارانه هستند در اوراق خزانه سرمایه گذاری خواهند کرد ؛زیرا چنین اوراقی دارای کمترین ریسک هستند و با توجه به اینکه ارزش اسمی آنها در حد پایینی است ،شرکتها می توانند وجوه راکد خود را در این اوراقِ بدون ریسک سرمایه گذاری کرده ، از بازدهی آنها بهره مند شوند.
17- اعتباراتی که خرده فروشیها به مشتریان خود می دهند چه تفاوتی با اعتبارات تجاری دارد؟
پاسخ: خرده فروشیها ترجیح می دهند که شرایط اعتباری را تحت عنوان برنامه های اعتباری عرضه کنند.این برنامه ها عبارتند از: 1.اعتبارات بدون بهره: در این برنامه شرکت به مشتریان خود اجازه می دهد که تا سقف معینی به طور نسیه خرید کنند.در قبال این اعتبار هیچ گونه وثیقه ای از مشتریان گرفته نمی شود و مشتریان 90 روز فرصت دارند که صورت حساب های خود را بپردازند.ضمناً به این اعتبارات بهره ای تعلق نمی گیرد. 2.فروش اقساطی: در این طــرح خرده فروشیـــــها کالای خود را با گرفتن وثیقــه و به صــورت سفتــه می فروشند.خریدار باید از بابت بدهی خود بهره پرداخت کند و مقید به پرداخت اقساط در زمانهای خاص است. 3.کارتهای اعتباری: دارندگان این کارت می توانند انواع کالاها و خدمات را بدون پرداخت پول نقد خریداری کنند.فروشنده هیچ وثیقه ای دریافت نمی کند.بانک صادرکننده کارت ، در پایان هر ماه یک صورتحساب برای خریدار ارسال می دارد و اگر دارنده کارت مبلغ مورد بدهی خود را در زمان مقرر پرداخت کند ، از پرداخت هزینه بهره معاف خواهد شد. اعتبارات تجاری: فروشهایی است که بین شرکت ها بر اساس اعتبارات تجاری صورت می گیرد،این فروشها بدون وثیقه است ، بهره به آنها تعلق نمی گیرد و به خریدار فرصت 90 روزه می دهندکه بدهی خود را پرداخت کند. 18- سه رکن اصلی سیاست اعتباری را برشمارید و توضیح دهید.
پاسخ: ارکان اصلی سیاست مدیریت اعتباری عبارتند از: 1.معیارهای اعطای اعتبارات به مشتریان: در زمینه اعطای اعتبار باید دو تصمیم مهم گرفت.اول مربوط به زمانی است که یک مشتری برای اولین بار درخواست نسیه می کند.مشتری جدید باید اطلاعاتی زیربط و مالی در اختیار شرکت قرار دهد و معرفهایی هم داشته باشد.شرکت حتی می تواند از موسساتی که اطلاعات لازم را در مورد میزان اعتبار اشخاص دارند استفاده کند.دومین مورد تصمیم گیری مربوط به زمانی است که یک مشتری قدیمی که به طور نسیه خرید می کرده است ، درخواست خرید مجدد کند. 2.گرفتن وثیقه از مشتریان (تضمین مطالبات): بهترین راه برای پرهیز از سوخت شدن مطالبات این است که شرکت سعی کند به مشتریان بالقوه ای که احتمال دارد از پرداخت بدهی خود ابا کنند نسیه ندهد، مخصوصاً در مورد کالاهای بادوام.در چنین صورتی فروشنده به نوعی وثیقه دست خواهد یافت و در زمره طلبکارهایی در می آید که وجوه مورد طلبشان تضمین شده است. 3.روشهای وصول مطالبات: این سیاست عبارتند از تعیین نحوه وصول مطالبات شرکت و نقد کردن بدهیهایی که زمان سررسید آنها گذشته است.از آنجا که این گونه اقدامات مستلزم هزینه های اضافی است ، شرکت در زمان سیاست گذاری مشخص خواهد کرد که در مسیر وصول مطالبات خود تا چه مرحله ای پیش خواهد رفت ودر چه مرحله ای مطالبات را سوخت شده تلقی خواهد کرد ؛زیرا از نظر شرکت ، پس از آن مرحله ، هزینه های مربوطه به حدی می رسد که بهتر است از وصول این مطالبات صرف نظر کرد.
19- شرایط فروش اعتباری دارای چه عناصری است؟ پاسخ: اگر شرکتی بخواهد به مشتری اعتباری اعطا کند ، باید در مورد شرایط اعتبار تصمیم بگیرد.شرایط اعتبار عبارتند از: 1) مدت زمانی که مشتری در طی آن مدت بدهی خود را به شرکت می پردازد؛2)حداکثر مبلغی که مشتری از شرکت می گیرد و 3)اینکه آیا اصلاً به مانده طلب شرکت بهره تعلق می گیرد یا خیر.
20- اعتباری که خرده فروشیها به مشتریان خود می دهند بر سه نوع است.آنها را توضیح دهید.
پاسخ: 1) اعتبارات بدون بهره: بعضی از شرکتها به منظور افزایش فروش خود اقدام به اعطای کارت اعتباری به مشتریان خود می کنند و به آنها اجازه می دهند که تا سقف معینی به طور نسیه خرید کنند.در قبال این اعتبار، هیچگونه وثیقه ای از مشتریان گرفته نمی شود و مشتریان 90روز فرصت دارند که صورت حساب های خود را بپردازند.ضمناً به این اعتبارات هیچگونه بهره ای تعلق نمی گیرد. 2) فروش اقساطی: در اجرای اینگونه طرح ها ،خرده فروشیها کالاهای خود را طبق قرارداد کتبی و با گرفتن وثیقه به صورت سفته می فروشند.خریدار باید از بابت بدهی خود بهره پرداخت کند و مقید به پرداخت اقساط در زمانهای خاص است. 3) کارتهای اعتباری: متداولترین وسیله ای است که در سراسر دنیا مرسوم شده است.دارنده این کارت می تواند انواع و اقسام کالاها و خدمات را بدون پرداخت پول نقد خریداری کند.فروشنده هیچ وثیقه ای از بابت کالاهای فروش رفته نمی گیرد.بانک صادر کننده کارت اعتباری،در پایان هر ماه،یک صورتحساب برای خریدار ارسال می دارد و اگر دارنده کارت مبلغ مورد بدهی خود را در زمان مقرر پرداخت کند،از پرداخت هزینه بهره معاف خواهد شد.
21- اگر شرکت تقاضای خرید نسیه مشتری را بپذیرد یا رد کند،با دو نوع ریسک متضاد مواجه می شود .این دو ریسک را توضیح دهید.اگر مدیر مالی شرکت محافظه کار باشد،توجه خود را معطوف کدام یک از این دو ریسک خواهد کرد؟اگر مدیران شرکت جسورانه عمل کنند،به کدام ریسک توجه بیشتری می کنند؟
پاسخ: این دو ریسک عبارتند از: 1)ریسک عدم پرداخت به وسیله خریدار 2)ریسک از دست دادن یک مشتری خوش حساب،در صورت عدم پذیرش تقاضای وی. اگر مدیر مالی سیاست محافظه کارانه داشته باشد،می کوشد تا از مطالبات غیرقابل وصول اجتناب کند.این مدیر برای انجام دادن چنین کاری ریسک نوع دوم را می پذیرد؛یعنی درخواست و سفارش مشتریان احتمالاًخوش حساب را رد می کندتا احتمال مواجه شدن با مساله مطالبات سوخت شده را به حداقل ممکن برساند.از طرف دیگر اگر مدیر مالی سیاست جسورانه داشته باشد،سعی می کند تا میزان اعتبار مشتریان خوش حساب را هرچه بیشتر افزایش دهد.این عمل در مورد مشتریانی که کارتهای اعتباری در دست دارند نیز صادق است ؛زیرا هزینه بهره ای که به مانده پرداخت نشده این مشتریان تعلق می گیرد،بیش از مبلغی می گردد که شرکت باید از بابت مدیریت دایره اعتبار پرداخت کند.
22- محاسن و محدودیتهای سیستم درجه بندی ریسک اعتباری مشتریان را توضیح دهید.
پاسخ: محاسن آن عبارتند از: جلب نظر مشتری و افزایش تعداد مشتریان با دادن اعتبار به آنها و در نتیجه افزایش فروش.محدودیتهای آن نیز عبارتند از: 1)ریسک عدم پرداخت به وسیله خریدار 2)ریسک از دست دادن یک مشتری خوش حساب،در صورت عدم پذیرش تقاضای وی.
23- چه عواملی باعث بررسی مجدد اعتبارات تجاری مشتریان می شود؟
پاسخ: موارد زیادی پیش می آید که شرکت باید بدون برنامه قبلی ،وضع مالی و حسابهای یک مشتری را مورد بررسی مجدد قرار دهد.برای مثال ،اگر مشتری بیش از میزان تعیین شده از شرکت جنس نسیه بخرد یا اگر مشتری قدیمی ،به طور غیر مترقبه ،نتواند مبالغی از بدهی خود را به موقع بپردازد،باید به حسابهای وی رسیدگی کرد.اگر درجه اعتباری یک شرکت ناگهان افت کند،باید مجدداً به حسابهای وی رسیدگی کرد.مواردی هم وجود دارد که مشتری تقاضای تجدید نظر در وضع اعتباری خود می کند تا میزان و شرایط اعتباری وی افزایش یابد.در چنین مواردی ،شرکت فروشنده باید از شرکت خریدار بخواهد که پیش بینی وضعیت نقدینگی و صورتهای مالی خود را ارائه دهد و مشخص کند که وجه نقد مورد نیاز برای پرداخت بدهیها از کجا و چگونه تامین می شود.
24- شرکتها برای اداره و کنترل مطالبات خود به چه طریقی از جدولهای سنی استفاده می کنند؟
پاسخ: شرکتهای فروشنده به منظور کنترل کل حسابهای دریافتنی ،متوسط دوره وصول مطالبات خود را محاسبه می کنند.متوسط دوره وصول مطالبات طی دو مرحله محاسبه می شود: 1)فروشهای نسیه را بر 360روز تقسیم می کنند تا فروش نسیه در یک روز به دست آید.2)حسابهای دریافتنی در پایان سال را بر مقدار فروش نسیه در روز تقسیم می کنیم تا متوسط وصول مطالبات بر حسب روز بدست آید.محتوای اطلاعاتی یک جدول سنی بیش از دوره متوسط وصول مطالبات شرکت است.برای شناسایی روند و نحوه پرداخت مشتریان ،جدول سنی حسابهای دریافتنی مفید است.با استفاده از این جدول ،حسابهایی را که بیش از 30روز از تاریخ سررسید آنها گذشته است می توان شناسایی و بررسی کرد.اگر بیشترین مقدار حسابهای معوق به تعداد معدودی از مشتریان مربوط باشد ،شرکت فروشنده باید بررسی کند که آیا باید چند روز دیگر به آنها فرصت بدهد یا اینکه آنها را در شمار مطالبات مشکوک الوصول تلقی کند.اگر حسابهای معوق مربوط به تعداد زیادی از مشتریانی است که به طور معمول از شرکت خرید می کنند و زمان دیرکرد کمتر از 30روز است،فروشنده نیازی به اقدام جدی در این مورد ندارد و کافی است که از آنها بخواهد در پرداخت صورتحساب خود تسریع کنند.
25- سیاستهای محافظه کارانه در دادن اعتبارات تجاری دارای چه ویژگیهایی است؟مدیر جسور در این مورد چگونه عمل می کند؟اگر شرکت نوعی سیاست محافظه کارانه در پیش گیرد،در دادن اعتبار به مشتریان به چه طریقی عمل می کند؟
پاسخ: بخش اول سوال: 1)مدیر مالی محافظه کار احیاناً از مشتریان خود می خواهد که اول بدهی های قبلی خود را تسویه حساب کنند تا بتوانند مجدداً جنسی را نسیه بخرند.2) فقط به مشتریانی اعتبار داده می شود که دارای سوابق بسیار خوبی در جاهای دیگر باشندو از این نظر دارای درجه اعتبار بسیار بالایی باشند.مشتریان و خریداران معمولی نمی توانند از این شرکتها اعتبارات زیادی بگیرند.3)سیستم کنترل حسابهای دریافتنی شرکت به گونه ای است که آنها را به صورت هفتگی کنترل می کند و به کسانی که دارای دیرکرد هستند اخطار می دهد. بخش دوم سوال: سیاستهای مدیر جسورانه به این صورت است: 1)به مشتریانی اعتبار می دهند که شناخت کاملی از آنها ندارند مثلاً اگر شرکت جدیدی وارد بازار شود و از عرضه کنندگان کالا تقاضای خرید نسیه کند،این عرضه کنندگان با شرایط ناشناخته ای مواجه می شوند چون امکان دارد کار این شرکت رونق بگیرد و به صورت یکی از مشتریان مهم درآید و اگر در بدو امر نسبت به اولین در خواست آن جواب منفی بدهند و حساب اعتباری برایش باز نکنند مقدار زیادی فروش و سود آینده را از دست خواهند داد.2)مدیری که دارای سیاست جسورانه است در صدد بر می آید تا نسبت به در خواستهای مشتریان قدیمی (در مورد افزایش میزان اعتبار) پاسخ مثبت بدهد تا بدین وسیله میزان فروش و سود شرکت را افزایش بدهد.برای این کار مدیر جسورانه در مقایسه با رقبای خود اعتبار بیشتری به مشتریان خود می دهد. بخش سوم سوال:مدیر محافظه کار فقط به مشتریان خوش حساب خود اعتبار می دهد.مثل کسانی که در پرداخت بدهی خود دارای سابقه خوبی هستند،کسانی که دارای حساب جاری و دفترچه پس انداز هستند و کسانی که درآمدشان به میزان معینی برسد.
26- چهار نوع عمده موجودیها را نام ببرید.
پاسخ: اصولاً موجودی کالای شرکتها از چهار نوع عمده زیر تشکیل می گردد: 1. مواد خام 2. کالای در جریان ساخت 3. کالای ساخته شده 4. قطعات یدکی
27- اگر شرکتی قبل از تعیین فروش واقعی ،مقدار موجودی کالای ساخته شده را مشخص کند،خود را درگیر چه ریسکهایی خواهد کرد؟
پاسخ: میزان موجودی کالای ساخته شده باید به حدی باشد که جوابگوی تقاضاهای مورد انتظار باشد.شرکتی که سیاست خود را بر بازاریابی می گذارد باید موجودی کالای ساخته شده را با توجه به پیش بینی فروش تهیه کند.تعیین سطح مطلوب موجودی کالا (قبل از مشخص شدن تقاضای واقعی) مستلزم پذیرفتن ریسک نگهداری بیش از حد موجودی کالا یا پذیرفتن ریسک تمام شدن موجودی کالاست.در مورد اول ،این ریسک باعث افزایش هزینه های نگهدای خواهد شد و در مورد دوم ، خطر از دست دادن مشتری و کاهش فروش وجود دارد.اغلب شرکتها ریسک نوع اول را پذیرفته و اقدام به نگهداری ذخیره احتیاطی می کنند.
28- هدف از تعیین سیاست موجودی کالای ساخته شده چیست؟
پاسخ: این اهداف عبارتند از: 1. تامین سطح مورد نیاز فروش شرکت 2. به حداقل رسیدن هزینه های مربوط به مدیریت سیستم موجودیها 3. برآوره کردن به موقع نیازهای مشتریان و کاهش احتمال از دست دادن مشتریان
29- شرکتها برای تعیین میزان موجودی کالای ساخته شده ،باید به چه پرسشهایی پاسخ دهند؟
پاسخ: مدیر و مسئول شرکتها در سیاستگذاری مربوط به موجودی کالا باید به این پرسشها پاسخ دهد: 1. برای اینکه هزینه های مربوط به دادن سفارش به حداقل برسد،باید در هر نوبت چه مقدار سفارش داد؟ 2. سالی چند نوبت باید سفارش داد؟ 3. کل هزینه این سیستم موجودی در طی یک دوره مشخص زمانی (مثلاً یک سال) چقدر می شود؟ برای اینکه مدیر شرکت بتواند به این پرشها پاسخ دهد ،باید مقدار تقاضا و هزینه های نگهداری و سفارش را محاسبه کند.
30- الگوی مقدار مطلوب سفارش (EOQ) که در معادله 2-2 ارائه شده است،دارای چه ویژگیهایی است؟
پاسخ: در این مدل ریسکهای مربوط به نگهداری کمتر از حد و بیشتر از حد موجودی کالا در نظر گرفته نشده است.در واقع در معادله 2-2 فرض بر این گذاشته می شود که مقدار تقاضا قطعی و ثابت است و مقدار Q* هم هیچ محدودیتی ندارد. شرکت می تواند کماکان از معادله 2-2 استفاده کند و یک ذخیره احتیاطی هم تعیین کند.در نظر گرفتن یک ذخیره احتیاطی برای موجودیها باعث افزایش کل هزینه سیستم موجودی کالا خواهد شد؛زیرا متوسط مقدار موجودی افزایش می یابد.
*** « فصل سوم »
1- سه شرط اعتبار تجاری را نام ببرید؟
پاسخ: شرایط اعتبار عبارتند از: 1) زمان شروع دوره اعتبار 2) مدت زمانی که باید در طی آن دوره فاکتور را پرداخت کرد. 3) مقدار تخفیف نقدی و زمانی که می توان از این تخفیف استفاده کرد.
2- شرایط اعتباری را که دارای تاریخ فصلی هستندتوضیح دهید.
پاسخ: در مورد کالاهایی که مصارف فصلی دارند، مثل ماشینهای چمن زنی، لوازم باغبانی، اسباب بازی و لباس، شرکتهای تولید کننده با توجه به فصول خاص، دوره های مربوط به استفاده از اعتبارات تجاری را تععین می کنند و خریدارها را تشویق می کنند که قبل از رسیدن فصول خاص سفارشات خود را بدهند.برای مثال یک تولید کننده ماشینهای چمن زنی ممکن است زمان استفاده از اعتبار را اینگونه تعیین کند:«خالص 15،لغایت اول تیر ماه».معنای این شرط این است که اگر مشتریان تا قبل از اول تیر ماه خرید کنند به آنان فرصت داده می شود که تا 15تیر ماه خالص رقم مندرج در فاکتور فروش را بپردازند.در واقع، این شرکت مقداری از بار تامین موجودی کالای مشتریان را بر دوش می کشد.شرکتهای تولید کننده ای که به خریدارهای خود «اعتبار فصلی» می دهند هزینه های مربوط به نگهداری موجودی کالای خود را می کاهند و احتمالاً می توانند با پیش بینی دقیق تقاضا ،هزینه های مربوط به تولید و کالای فروش نرفته را به حداقل ممکن برسانند. شرکتهای خریدار می توانند کالای مورد نظر را بخرند و با فروش آن در فصولی که بازارش رونق دارد،ریسکهای مربوط به بازار موجودی و کسر موجودی را به حداقل برسانند.به علاوه،شرکتهای خرده فروش امیدوارند که بتوانند وجوه نقدی را که از راه فروشهای فصلی به دست می آورند صرف خرید کالاهای دیگر کنند.
3- هریک از شرایط اعتباری زیر را توضیح دهید: الف)10/1،خالص 30 ب)خالص 10،از پایان ماه ج)خالص 20، اول خرداد ماه
پاسخ: الف) یعنی اگر خریدار در ظرف مدت 10روز بدهی خود را پرداخت کند می تواند یک درصد تخفیف بگیرد ولی اگر بدهی را 30روزه بپردازد، هیچ تخفیفی به خریدار تعلق نمی گیرد. ب) یعنی خریدار باید وجوه مربوط به تمام کالاهای آن ماه را تا روز دهم ماه بعد پرداخت کند. ج) اگر مشتریان تا قبل از اول خرداد ماه خرید کنند به آنان فرصت داده می شود که تا 20خرداد ماه رقم مندرج در فاکتور فروش را بپردازند.
4- گاهی استفاده کردن از اعتبار تجاری برای یک شرکت گران تمام می شود.این وضع در چه حالتـی پیش می آید؟
پاسخ: از آنجا که اعتبار تجاری یکی از منابع وجوه کالاست ، باید شرایط اعتبار را از دیدگاه هزینه های زیربط مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد.نخست ،زمانی که شرکتی از تخفیف استفاده نکند، تخفیف از دست رفته نوعی هزینه تامین مالی تلقی می شود.دوم،اگر شرکتی با توجه به شرایط اعتبار کالایی را بخرد ولی نتواند در تاریخ مقرر بدهی خود را پرداخت کند،درجه اعتبارش پایین خواهد آمدو پس از آن ، تامین مالی بسیار پر هزینه و حتی گاهی غیر ممکن می شود.
5- اگر بانکی پرداخت اوراق تجاری شرکتی را تضمین کرده باشد،درجه ریسک اوراق تجاری شرکت چه تغییری خواهد کرد؟
پاسخ: اوراق تجاری که بدین گونه منتشر می شود، دارای درجه اعتباری است متناسب با درجه اعتبار شرکت مادر یا بانک تضمین کننده.همین امر باعث شده است که تعدادی از این شرکتهای گمنام یا آنان که فاقد اعتبارات شایسته ای هستند چنین اوراقی را منتشر و برای تامین مالی خود از آنها استفاده کنند.در صورتی این اوراق قابل فروش ، به عموم است که یک یا دو تا از موسسات خدمات مالی که درجه اعتباری این اوراق را تعیین می کنند،آنها را درجه بندی کرده باشند.
6- فواید عمده اوراق تجاری را برشمارید.
پاسخ: فواید عمده اوراق تجاری عبارتند از: 1. تامین مالی برای نیازهای مالی و فصلی 2. تامین مالی سرمایه در گردش مورد نیاز دائمی 3. موقعی که شرکت نیاز به منابع مالی بلند مدت دارد ولی به دلیل شرایط بازار سرمایه ، تهیه این منابع با نرخ مورد نظر شرکت میسر نباشد شرکت ، به طور موقت ، نیاز مالی خود را از طریق انتشار اوراق تجاری تامین می کند و بعد از بهبود شرایط در بازار سرمایه ، به انتشار سهام یا اوراق قرضه بلند مدت اقدام می کند. 4. به جای استفاده از وامهای بانکی ، شرکتها ترجیح می دهند از طریق انتشار این اوراق (برای دوره های کوتاه مدت) تامین مالی کنند.
7- چه ویژگیهایی از اوراق تجاری باعث می گردد که این اوراق به صورت یکی از منابع مطلوب تامین مالی درآید؟
پاسخ: این عوامل به شرح زیر است: 1) شرکت منتشر کننده اوراق تجاری برای این اوراق هیچ گونه وثیقه ای نمی دهد (اگرچه غالباً شخص ثالثی این اوراق را تضمین می کند).اوراق قرضه بلند مدت دارای شرایط محدودکننده ای هستند ،ولی اوراق تجاری دارای هیچگونه شرایط محدودکننده برای شرکت منتشرکننده شان نیستند. 2) می توان زمان بازخرید اوراق تجاری (سررسید آنها) را به گونه ای تنظیم کرد که با شرایط خاص شرکت انتشار دهنده منطبق باشد. 3) می توان از طریق انتشار و فروش اوراق تجاری جدید،وجوه لازم برای بازپرداخت اوراق تجاری قبلی را تامین کرد؛لذا اینگونه اوراق تجاری به صورت یکی از منابع مستمر تامین مالی در خواهد آمد. 4) هزینه انتشار اوراق تجاری ،در مقایسه با هزینه مربوط به وامهای کوتاه مدت بانکها ،کمتر است. 5) زمانی که بانکها سیاست اعتباری انقباضی را در پیش می گیرند،یکی از راه های مناسب تامین مالی انتشار اوراق تجاری است.
8- زمانی که درباره عملیات متعدد بین یک شرکت و بانک تجاری طرف حساب آن بحث می کنید،نقش مدیر رابط را توضیح دهید.
پاسخ: مدیر رابط مسئول عرضه خدمات بانکی به تعدادمعینی از مشتریان بانک می باشد.این مدیر رابط مسئول عرضه حداکثر خدمات به هریک از مشتریانی است که اسمشان در فهرست ارباب رجوع وی هست.این مدیر سعی می کند که رضایت خاطر تک تک مشتریان را جلب کند.این مدیران رابط معمولاً مسئول دایره اعتبارات و دادن وام نیستند،لذا از نظر پذیرفتن یا رد کردن تقاضای مشتری هیچ مسئولیتی ندارند.ولی این مدیران باید اطلاعات کافی در زمینه وضعیت مالی ،عملیاتی و مدیریت ارباب رجوع خود داشته باشند تا بتوانند اینگونه اطلاعات را در اختیار مسئولان دایره وام واعتبار بانک قرار دهند.داشتن مدیر رابط به این مفهوم است که بانک ترتیباتی برای اعطای وام یا عرضه خدماتی به مشتریان مهم خود داده است.
9- ویژگیهای عمده حد اعتبار را برشمارید.
پاسخ: حد اعتبار به نوعی قرارداد گفته می شود که بین یک بانک تجاری و شرکتی که متقاضی میزان مشخصی وام برای مدت زمان معینی است بسته می شود.طبق این قرارداد،شرکت متقاضی می تواند وام مورد نیاز خود را از بانک بگیردو ظرف مثلاً یک سال آن را بازپرداخت کند.هیچ برنامه یا جدول زمانبندی خاصی در خصوص بازپرداخت وام وجود ندارد.وامهایی را که به صورت حد اعتبار داده می شود «قراردادهای غیررسمی» می نامند؛زیرا بانک طبق قرارداد خود را ملزم به دادن وام نمی کند وآن را به حفظ یا بهبود وضعیت مالی شرکت در طی سال منوط می کند.معمولاًوامهایی که طبق قراداد حد اعتبار به شرکتها داده می شود 12ماهه است و سال به سال تمدید می گردد.
10- ویژگیهای عمده وام از نوع اعتبار در حساب جاری مشتری را برشمارید. پاسخ: بانکهای تجاری طبق قراردادهایی اعتبارات خاصی به برخی از مشتریان خود می دهند.طبق این نوع قراردادها ،شرکت گیرنده وام می تواند در هر زمان تقاضای وام کند و بانک ملزم به پرداخت آن است. گاهی در مواردی که بانکها با کسر و کمبود پول مواجه می شوند مجبورند که وجوه مورد نیاز را از جاهای دیگر قرض و به تعهدات خود عمل کنند.اینگونه قراردادها برای دوره های 12ماهه تا 60ماهه بسته می شوند.اگر قراردادی برای مدت زمانی بیش از 12ماه بسته شود ،احیاناً مستلزم نوعی وثیقه یا تضمین ملکی خواهد بود.در این نوع قرارداد ،حداکثر اعتباری که به یک مشتری داده می شود مشخص می شود.شرکت وام گیرنده می تواند به هر میزان که مایل است از حدود اعتبارات خود استفاده کند و هروقت که برایش میسر بود (در محدوده زمانی تعیین شده) وام را باز پرداخت کند.شرکتهایی که از این گونه اعتبارات یا وامها استفاده می کنند می توانند از آن وجوه برای تامین نیازهای فصلی ،غیرفصلی یا نیازهای مربوط به سرمایه در گردش استفاده کنند.
11- ویژگیهای عمده وامهای یک ماهه را برشمارید.
پاسخ: آن دسته از شرکتهایی که در بازارهای پولی حضور فعال دارند برای تامین نیازهای مالی خود اوراق تجاری منتشر می کنند. برخی از این اوراق تجاری جانشین وامهای کوتاه مدت بانکها شده است.بانکهای تجاری در واکنش نسبت به این جریان اقدام به اعطای نوعی وام بسیار کوتاه مدت کرده اند که سررسید آنها 5روزه و حداکثر30روزه است.نرخ بهره این وامها مشخص و تقریباً ثابت و بر اساس نرخ جاری بهره در بازار تعیین می شود.متوسط میزان این نوع وام بیشتر از میزان وام کوتاه مدتی است که بانکها پرداخت می کنند.
12- حداقل نرخ بهره بانکی چه مفهومی دارد؟
پاسخ: حداقل نرخ بهره بانکی نرخ بهره ای است که بانکها از بهترین مشتریان خود می گیرند.البته نرخ بهره ای که در مورد وامهای یک ماهه (وامهای بسیار کوتاه مدت) اعمال می شود ممکن است از این میزان هم کمتر باشد.
13- تفاوت بین حداقل نرخ بهره ثابت و حداقل نرخ شناور چیست؟
پاسخ: حداقل نرخ بهره ثابت در سوال 12 تعریف شده است.حداقل نرخ بهره شناور چیزی نیست جز حداقل نرخ بهره ای که شرایط حاکم بر بازار آن را تعیین می کند.حداقل نرخ بهره سه نقش عمده دارد: 1. حداقل نرخ بهره مبنا و اساس وامهای تجاری و صنعتی است و فقط تعداد معدودی مشتری با سابقه و معتبر می توانند از آن استفاده کنند. 2. نرخ بهره سایر مشتریان و شرکتهای تجاری بر اساس حداقل نرخ بهره به اضافه مبلغی اضافی تعیین می گردد. 3. نرخ بهره شناور اساس و مبنای نرخ وامها قرار می گیرد و قراردادها بر این اساس تنظیم می شود و به همین لحاظ این امکان را به وجود می آورد که وام دارای نرخ بهره متغیر باشد. اکثر وامهای تجاری و صنعتی دارای نرخ بهره شناور هستند (نه نرخ بهره ثابت).فقط وام بسیار کوتاه مدت (مثلاً حداکثر یک ماهه) نرخ بهره ثابت دارد.
14- نرخ بهره وامهای یک ماهه چگونه تعیین می شود؟
پاسخ: نرخ بهره وامهایی که به صورت حد اعتبار یا اعتبار در حساب جاری داده می شود بر اساس حداقل نرخ بهره بانکی تعیین می گردد،ولی نرخ بهره وامهای بسیار کوتاه مدت (حداکثر یک ماهه) از حداقل بهره بانکی کمتر است.
15- در قراردادهای مربوط به وامهایی که به صورت اعتبار در حساب جاری به مشتریان بانک داده می شود دو شرط (در رابطه با مانده های جبرانی) می گنجانند.آن دو شرط را توضیح دهید.
پاسخ: این دو شرط عبارتند از: 1.درصدی از حد اعتباری: گیرنده وام باید درصد معینی از حداکثر وام مورد توافق را در حساب خود نزد بانک نگه دارد .این میزان پول باید تا آخرین روزی که شرکت گیرنده از این وام استفاده می کند در حساب باقی بماند. 2.درصدی از میزان وام استفاده شده: قراردادی که بر این اساس تنظیم می گردد گیرنده وام را ملزم می سازد که با توجه به میزان وامی که گرفته است یک مانده جبرانی در حساب خود نزد آن بانک نگه دارد.
16- اگر وامهای صنعتی و تجاری به صورت کامل مورد استفاده شرکت قرار نگیرند و در حساب مربوط به این وامها مانده ای وجود داشته باشد،مبلغی به عنوان بهره مانده استفاده نشده وام گرفته می شود.این بهره را شرح دهید.
پاسخ: بانک وام دهنده از مانده وامی که طبق قرارداد در اختیار شرکتی قرار می دهد بهره می گیرد.میزان این بهره نشان دهنده پولــی است که به بانک پرداخــت می شود.البته در ازای وامی که آن بانک در اختیار شرکت قرار داده است و مقدار بهره بر اساس درصدی از کل وام که در آن ماه شرکت از آن استفاده نکرده است محاسبه می گردد.معمولاً بانک از مانده وامهایی (وام تخصیص یافته ولی استفاده نشده) که به صورت اعتبار در حساب جاری یا وامهای چند ماهه (بسیار کوتاه مدت) در اختیار شرکتها قرار می دهد، چنین بهره ای می گیرد.
17- تامین مالی بر اساس اقلام دارایی چه مفهومی دارد؟
پاسخ: گرو گذاردن یا وثیقه قراردادن اقلامی از داراییهای شرکت هم طریقه دیگری است برای تامین مالی.شرکتها می توانند برخی از اقلام داراییهای خود مثل موجودی کالا و حسابهای دریافتنی را وثیقه قرار دهند و وام بگیرند.راه دیگر این است که اسناد یا مدارک مربوط به حسابهای دریافتنی را به سازمانهای مالی (آنهایی که در زمینه تامین مالی تخصص دارند) بفروشند.
18-شرایط مربوط به وثیقه قرار دادن حسابهای دریافتنی را برشمارید.
پاسخ: شرایط مربوط به وثیقه قرار دادن حسابهای دریافتنی دارای خصوصیات زیر است: 1.موسسات وام دهنده هیچ ریسکی را نمی پذیرند.اگر اسنادی که وثیقه قرار داده شده وصول نگردد،شرکت وام گیرنده باید مطالبات سوخت شده را بپذیرد و بدهی خود را بپردازد. 2.موسسات وام دهنده مسئولیتی در برابر وصول مطالبات ندارند.اگر حسابهای دریافتنی که وثیقه قرار داده شده است در زمان مقرر وصول نگردد ، شرکت وام گیرنده مسئول وصول آنها نخواهد بود. 3.عمل وثیقه یا گرو گذاردن مطالبــات یک شرکــت به دو صـورت انــــجام می شود: بعضــی اوقـــات شرکتی که حسابهای دریافتنی را وثیقه می گذارد شرکت مدیون را از عمل وثیقه گذاردن مطلع می کند و از او می خواهد که بدهی خود را به موسسه مالی بپردازد ، اما بسیاری از شرکتها ترجیح می دهند که شرکت مدیون از اینکه اسناد وی وثیقه گذارده شده مطلع نگردد. 4.موسسات وام دهنده می توانند نسبت به پذیرفتن یا نپذیرفتن حسابهای دریافتنی (به عنوان وثیقه) تصمیم بگیرند.بعلاوه،آنها درصد وام اعطایی را نسبت به ارزش اقلام مورد وثیقه تعیین می کنند. 5.همیشه نرخ بهره موثر وامهای تضمینی (که حسابهای دریافتنی را گرو گرفته اند) بیش از حداقل بهره بانکی است.میزان این نوع بهره ها دست کم بین 2تا5درصد از حداقل بهره بانکی بیشتر است.در مواردی هم این نرخها 20درصد از حداقل نرخ بهره بانکی بیشتر خواهد شد.
19- شرایط مربوط به قرارداد واگذاری حسابهای دریافتنی را برشمارید.
پاسخ: پس از امضای قرارداد رسمی ،اوراقی که به وثیقه گذارده می شود به صورت یکی از منابع تامین کننده سرمایه در خواهد آمد.یکی از مزایای عمده حسابهای دریافتنی این است که این نوع وامها از محل وصول مطالبات باز پرداخت می گردند.شرکتهایی که حسابهای دریافتنی خود را وثیقه قرار می دهند در یکی از گروه های زیر قرار می گیرند: 1.شرکتهای جدیدالتاسیسی که برای تقویت و تامین مالی سرمایه در گردش به پول نقد نیاز دارند. 2.شرکتهایی که به سرعت رشد می کنند و برای تامین مالی فروشهای خود به پول نیاز دارند. 3.شرکتهایی که موقتاً با کمبود سرمایه مواجه شده اند و به هر دلیلی،نمی توانند از طریق عرضه اوراق تجاری یا به طریق دیگری وامهای بدون تضمین از بانکها بگیرند.
20- دلایل فراگیر شدن فروش حسابهای دریافتنی چیست؟
پاسخ: 1.سازمان یا بانک خریدار ریسک مربوط به وصول مطالبات را می پذیرد و حق رجوع به شرکت واگذارنده اوراق را ندارد و متعهد می شود که حداکثر تا پایان موعد مقرر (زمان سررسید اوراق) وجوه مربوط را به فروشنده اوراق بپردازد. 2. بانک یا سازمان خریدار حسابهای دریافتنی مسئولیت برگشت از فروش و تخفیفات ویژه فروشنده را برعهده نمی گیرد. 3.حسابهای دریافتنی با شرط «دادن اطلاع به مدیون» خریداری می شوند وشرکت از مشتریان خود می خواهد که وجه صورتحسابها را مستقیماً به بانک خریدار اسناد ارسال دارند. 4.پس از کسر کمیسیون عاملیت توسط بانک خریدار ،خالص ارزش حسابهای دریافتنی تعیین و به شرکت فروشنده پرداخت می شود. 5.شرکت فروشنده می تواند قبل از پایان موعد مقرر وجوه مربوط به این مطالبات را در یافت کند. 6.کمیسیون عاملیت حسابهای دریافتنی حداقل 5/1درصد کل حسابهای دریافتنی مورد معامله است.نرخ بهره مربوط به پیش پرداخت وجوه حدود 3تا5 درصد بیش از حداقل نرخ بهره بانکی است.
21- بانک یا سازمان وام دهنده می خواهد اقلامی از موجودی کالای شرکتی را به عنوان وثیقه وام بپذیرد.قضاوتهای او،از نظر پذیرفتن یا رد کردن این اقلام ،بر چه اساسی قرار دارد؟
پاسخ: بانک از سه جهت موجودی کالا را مورد قضاوت و توجه قرار می دهد: 1)نوع کالا؛2)قابلیت فروش و3)دوام کالا. معمولاً موجودی کالا به چهار دسته تقسیم می شود: مواد خام ،کالای در جریان ساخت ، کالای ساخته شده و قطعات یدکی.به طور کلی فقط مواد خام و کالای ساخته شده از اقلام قابل قبول برای گرو گذاردن هستند.قابلیت فروش کالا به دو چیز بستگی دارد:1)وجود یک بازار سازمان یافته برای فروش مجدد آن اقلام موجودی و 2)ثبات قیمت در بازار فروش.دوام کالا به مدت زمانی اطلاق می گردد که کالا کیفیت خود را از دست ندهد و کماکان قابل فروش باشد.باید دوره دوام کالا از طول زمان یا مدت دوام ، بیشتر باشد؛در غیر این صورت ، مورد قبول بانک واقع نخواهد شد.
22- در خصوص وثیقه قرار دان موجودی کالا به دو طریق عمل می شود: وثیقه قرار دادن کل موجودی و رسید امانی .تفاوت بین این دو روش را برشمارید.
پاسخ: 1.گرو گذاردن اقلام موجودی کالا: معمولاً شرکتهایی که با این نوع قراردادها وام می گیرند کلیه اقلام موجودی کالای خود را گرو می گذارند.بانک یا سازمان وام دهنده، مدعی کلیه اقلام موجودی شرکتی است که از این طریق وام می گیرد.در این نوع قرارداد ،شرکت مالکیت خود بر کالا را حفظ می کند و کالا در انبار وی نگهداری می شود؛لذا بانک نمی تواند بر این اقلام نظارت کامل داشته باشد.معمولاً شرکتها برای خرید مواد خام از این نوع وامها استفاده می کنند.شرکتها برای گرفتن وام ، مواد خام خود را وثیقه قرار می دهند و پس از اینکه آنها را به کالاهای ساخته شده تبدیل کردند ،آن اقلام را جانشین مواد خام (به عنوان وثیقه) می کنند. پس از فروش کالای ساخته شده ،حسابهای در یافتنی به عنوان بخشی از وثیقه مورد استفاده قرار می گیرد و پس از وصول مطالبات ،اصل وام باز پرداخت می شود. 2.وام با رسید امانی: وامی که با رسید امانی پرداخت می گردد به بانک این حق را می دهد که دارایی ها را تحت تصرف خود در آورد و اقلامی را که وثیقه قرار داده شده ،در صورت نیاز ،به فروش برساند.برعکس روش قبلی ،کلیه اقلامی که وثیقه قرار داده شده در قرارداد وام نوشته می شوند و هویت کامل آن اقلام قید خواهد شد.این اقلام با صدور رسید امانی در گرو بانک یا سازمان وام دهنده قرار می گیرند. بانک یا سازمان وام دهنده نمی تواند براین اقلام موجودی ،کنترل کامل اعمال کند،ولی می تواند نظارت کند تا اقلام مورد وثیقه به فروش نرود و طبق مفاد قرارداد وام عمل شده باشد.
23- شرکتها به دو طریق رسید امانی از انبار تهیه می کنند:رسید امانی از انبارهای عمومی و رسید امانی از انبارهای خصوصی.تفاوت بین این دو چیست؟
پاسخ: 1- وام بر اساس رسید انبارهای عمومی: شرکت متقاضی این نوع وام به یکی از انبارهای عمومی مراجه می کند و کالای خود را در آن انبار می گذارد.رسید این انبار به بانک یا سازمان وام دهنده تحویل می گردد و آن بانک به این ترتیب مورد وثیقه را تحت تصرف خود در می آورد و خروج جنس از انبار منوط به کسب اجازه از بانک می شود.اکثر رسیدهای انباری که به این صورت صادر می شوند غیر قابل معامله و انتقال به دیگری هستند. 2-استفاده از انبارهای خصوصی: روش دوم این است که شرکت متقاضی وام از یک شرکت انبارداری دعوت می کند تا در محل شرکت متقاضی وام ، فضایی را به عنوان انبار انتخاب کند.این محل ممکن است به صورت یک فضای باز باشد که دور آن سیم خاردار کشیده شده است ،یا اینکه مسقف باشد.شرکت انبارداری پس از دریافت کالا، رسید انبار صادر می کند و خروج کالا از انبار منوط به دادن همان رسید می شود.لذا بانک یا سازمان وام دهنده حق دخل و تصرف در کالای مورد وثیقه را خواهد داشت.شرکت وام گیرنده پس از باز پرداخت اصل و فرع وام حق دارد کالای خود را از انبارخارج کند. *** موضوعات مرتبط: حسابداری، اقتصاد و مدیریت [ یکشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ ۳:۱ ب.ظ ] [ تیـــما ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||